تبلیغات
سكوت بی انتها تهیه كننده وبلاگ: محمد اكبری - بوی جوی مولیان آید همی
جمعه 1 مرداد 1389

بوی جوی مولیان آید همی

   نوشته شده توسط: محمد اكبری    

بوی جوی مولیان آید همی     یاد یار مهربان آید همی

ریگ آموی و درشتی راه او     زیر پایم پرنیان آید همی

آب جیحون از نشاط روی دوست    خِنگ ما را تا میان آید همی

ای بخارا شاد باش و دیر زی      میر زی تو شادمان آید همی

میر ماه است و ، بخارا آسمان   ماه سوی آسمان آید همی

میر سرو است و بخارا بوستان   سرو سوی بوستان آید همی

 

علت سرودن این شعر را چنین نوشته اند  كه نصر بن احمد سامانی در زمستان در بخارا اقامت می كرد

و در تابستان به سمرقند به شهری از شهر های خراسان می رفت. در سالی كه به هرات رفته بود،

بهار و تابستان را در آنجا گذرانید و به جهت خوشی هوا و فراوانی نعمت ها پاییز و زمستان را در آنجا

ماند و بدین سان اقامت او چهار سال طول كشید، سران و بزرگان كه از اقامت دراز و دوری از خانواده

دلتنگ شده بودند، نزد رودكی آمدند و از او خواستند  تا كاری كند كه امیر به بخارا برگردد. رودكی این

شعر را سرود و آنگاه در مجلس امیر حاضر شد كه امیر به بخارا برگردد. رودكی با سرودن آن چنگ برگرفت

و در پرده ی عشاق آغاز به خواندن كرد.چون رودكی به بیت"میر سرو است و بخارا بوستان" رسید،

امیر چنان به هیجان آمد كه بی كفش و جامه ی سفر بر اسب نشست و رو به بخارا نهاد و تا آنجا

هیچ توقفی نكرد.       "چهار مقاله نظامی عروضی ص 49 تا 53

    بوی جوی مولیان آید همی     یاد یار مهربان آید همی

    ریگ آموی و درشتی راه او     زیر پایم پرنیان آید همی

    آب جیحون از نشاط روی دوست    خِنگ ما را تا میان آید همی

    ای بخارا شاد باش و دیر زی      میر زی تو شادمان آید همی

    میر ماه است و ، بخارا آسمان   ماه سوی آسمان آید همی

    میر سرو است و بخارا بوستان   سرو سوی بوستان آید همی

     

    علت سرودن این شعر را چنین نوشته اند  كه نصر بن احمد سامانی در زمستان در بخارا اقامت می كرد

    و در تابستان به سمرقند به شهری از شهر های خراسان می رفت. در سالی كه به هرات رفته بود،

    بهار و تابستان را در آنجا گذرانید و به جهت خوشی هوا و فراوانی نعمت ها پاییز و زمستان را در آنجا

    ماند و بدین سان اقامت او چهار سال طول كشید، سران و بزرگان كه از اقامت دراز و دوری از خانواده

    دلتنگ شده بودند، نزد رودكی آمدند و از او خواستند  تا كاری كند كه امیر به بخارا برگردد. رودكی این

    شعر را سرود و آنگاه در مجلس امیر حاضر شد كه امیر به بخارا برگردد. رودكی با سرودن آن چنگ برگرفت

    و در پرده ی عشاق آغاز به خواندن كرد.چون رودكی به بیت"میر سرو است و بخارا بوستان" رسید،

    امیر چنان به هیجان آمد كه بی كفش و جامه ی سفر بر اسب نشست و رو به بخارا نهاد و تا آنجا هیچ توقفی نكرد. 

    هیچ توقفی نكرد.       "چهار مقاله نظامی عروضی ص 49 تا 53


      How do you get taller in a day?
      دوشنبه 27 شهریور 1396 09:03 ق.ظ
      Hi to all, it's genuinely a good for me to pay a quick visit this website, it includes precious Information.
      How do you treat Achilles tendonitis?
      جمعه 10 شهریور 1396 01:48 ب.ظ
      Hi there! I know this is kinda off topic nevertheless I'd figured I'd ask.
      Would you be interested in trading links or maybe guest writing
      a blog post or vice-versa? My website covers a lot of the
      same subjects as yours and I feel we could greatly benefit from each other.
      If you might be interested feel free to shoot me an email.
      I look forward to hearing from you! Awesome blog by the
      way!
       
      لبخندناراحتچشمک
      نیشخندبغلسوال
      قلبخجالتزبان
      ماچتعجبعصبانی
      عینکشیطانگریه
      خندهقهقههخداحافظ
      سبزقهرهورا
      دستگلتفکر