تبلیغات
سكوت بی انتها تهیه كننده وبلاگ: محمد اكبری - آفرین به به هلو یعنی همین
شنبه 30 مرداد 1389

آفرین به به هلو یعنی همین

   نوشته شده توسط: محمد اكبری    

آفرین ، به به ،هلو یعنی همین

طنز

هلو

 

بعد از افطاری ،همین یکشنبه شب

رفته بودم منزل مشتی رجب

در حدود هشت یا نه هفته بود

همسرش از دار دنیا رفته بود

تسلیت گفتم که غمخواری کنم

این مصیبت دیده را یاری کنم

رفت و ظرفی میوه آورد آن عزیز

با ادب بگذاشت  آن را روی میز

در همین هنگام  آمد خا له اش

خاله ی هشتاد یا صد ساله اش

او زبان بر حرف و بر صحبت گشود

من حواسم پیش ظرف میوه بود

در میان حرف او گفتم چنین

آفرین ، به به ،هلو یعنی همین 

ناگهان آن پیرزن از جا پرید

از ته دل جیغ ناجوری کشید

داد زد الاف بودن تا به کی

هی به فکر داف بودن تا به کی

یک کم آدم باش این هیزی بس است

داستان گربه و دیزی بس است

 مردکِ  کم جنبه ی بی چشم و رو

تو غلط کردی به من گفتی هلو

 

تهیه و تنظیم:بخش ادبیات تبیان

 


How much does it cost for leg lengthening?
جمعه 10 شهریور 1396 11:45 ق.ظ
Somebody necessarily help to make significantly posts I would state.
This is the first time I frequented your web page and up to now?

I surprised with the research you made to create this particular publish incredible.
Great activity!
نرگس
یکشنبه 18 اسفند 1392 01:21 ب.ظ
سلام عزیزم.وبلاگ خیلی باحالی داری .این پستت هم خیلی جالب بود .خوشم اومد . منم یه سایت آشپزی دارم خیلی هم خوشمزه .ممنون میشم یه سر بزنی و نظرت رو بگی .منتظرتم . فعلا
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر